تبليغاتX
حماسه 40 میلیونی

حماسه 40 میلیونی

از هیچ احدی کورکورانه حمایت و با هیچ احدی بدون اطلاع مخالفت نکنیم

آیا سیستم قضایی ما تله موش است ؟

شاید این جمله را شما هم بار ها شنیده باشید که "سیستم قضایی ما تله موش است"

اگر از گوینده آن ریشه این ضرب المثل را بخواهید خواهد گفت : چون اگر یم فرد ضعیفی مثل من و شما در آن گیر کنیم مانند موش هیچ کاری از ما بر نمی آید ، اما اگر دم یک گرگ در آن گیر کند ، گرگ محترم تله را از جا کنده و با خود می برد .

البته بی راه هم نمی گوید ، مثلا اگر هر کسی غیر از فائزه هاشمی آن حرکات و حرف ها را در حوادث پس از انتخابات 88 در کف خیابان انجام داده بود الان یا در اوین بود یا زیر خاک . اما الان جای ایشان مشاورت مجمع تشخیص مصلحت است .

من امروز به این نتیجه رسیده ام که این جمله صحیح نیست .

دوست دارید امتحان کنید؟

برای امتحان کردن مراحل زیر را طی کنید

1- بانکی را بیابید که رئیس آن در قبال هدیه به شما یک دسته چک هدیه کند ( کار ساده ای است )

2- دسته چک را بردارید و با آن خرید کنید ( مبالغ را بیش از یک میلیون تومان نکشید )

3- اگر آدرس منزل را در حساب جاری درست داده اید و کپی کارت ملی هم داده اید منزل خود را عوض کنید

4- در شهر جلوی طلبکار ها ، نیروی انتظامی ، قاضی دادگاه راست راست راه بروید و حتی می توانید با آنها شوخی هم بکنید . آنها لبخندی خواهند زد ولی جرات نخواهند کرد به شما بگویند بالای چشمتان ابروست

5- برای تنوع موبایل خود را نیز عوض کنید

همین کار ها را انجام دهید تا باورتان بشود که جمله " سیستم قضایی ما تله موش است " اشتباه است

 سرفراز باشی میهن من

+ نوشته شده در  90/12/15ساعت 17:43  توسط سعید حسینی غفاری  | 

جانا سخن از زبان ما میگویی

این مطلب رو در سایت خبرگزاری فارس دیدم یاد خاطراتی افتادم که همچین هم دور نیستند و زیاد نمیشه بهشون گفت خاطره

آقای رئیس‌جمهور! مدیران ناکارآمد در گلوگاه‌های راهبردی را برکنار کنید

سال گذشته ما با بانک قرض الحسنه مهر ایران یک قرار داد بستیم تاریخی

براشون دستگاهی ساختیم که در نوع خودش در خاور میانه بزرگترین بود و بی نظیر بود

این چند تا نکته رو بخونید و خودتون قضاوت کنید

به مدیریت بانک اعلام کردیم : این کار بزرگترین کار خاور میانه هست ، این رو در نشست های خبریتون اعلام کنید ، نامی هم از ما نبرید ، فقط بگید که این کار در داخل کشور و با فن آوری بومی و با تکیه بر توان طراحی و مهندسی جوانان داخلی طراحی ، ساخته و نصب شده . اما دریغ از یک روی خوش

روزی که مدیر بانک نمایشگر رو دیده بود دستور داده بود نردبانهایی که جلوی چهار وجه نصب شده باید جوع آوری بشه

نردبانها طوری نصب شده بود که به صورت ریلی حرکت میکرد و در مواقعی که نیاز به تعمیرات بود اونها رو میاوردیم جلوی تابلو و در مواقعی که نیاز نبود کنار میکشیدیم تا مانع دید نشه ، اما آقا دستور داده بودند که جمع بشه . بابا یه سوالی ، جوابی ، پرس دلیل وجود اینها چیه ، حداقل بپرس جایگزین داره یا نداره ، اما آقای دکتر جفت پا رو کرده بود تو یک کفش که نباشه . نردبانهار رو جمع کردیم حالا وقتی نیاز به خدمات دارند هم خودوشون کلی مصبیت دارند هم ما

پس از پایان نصب نمایشگر ها همین آقای دکتر نمیدونم با خرد جمعی یا بدون خرد جمعی دستور دادند به طول نمایشگر ها چند متر دیگه اضافه بشه

باز بدون اینکه بپرسند آقا میشه همچین کاری کرد؟ موانعی ؟ مشکلاتی ؟ عوارضی نداره؟

باز ما با کلی دردسر این کار رو کردیم و هرچی گفتیم الان نمیشه این کار رو کرد و از اول باید طراحی میشد به خرجشون نرفت که نرفت . الان همون تکه های اضافه شده مدام دچار مشکلات فنی میشند و هم ما رو اذیت میکنند و هم خودشون رو

در همین راستا یکی از کارمندهای بانک برای ما تعریف کرد که یک روزگاری دو تا کارمند بد بخت که نام وفامیلشون تصادفا یکی بوده تو ساختمان مرکزی کار میکردند ، بندگان خدا یکیشون تو زیر مجموعه یک معاونت کار می کرده و یکی دیگه یک بخش دیگه بوده

یک روز به آقای دکتر مدیر گزارشی مبنی بر تخلف یکی از این کارمند ها میرسه

دکتر هم دستور اخراجش رو میده منتها اشتباهی اون یکی رو که بی گناه بوده از یک بخش دیگه رو اخراج میکنه

تا بیاند و ببیند چی شده و چرا این بنده خدا اخراج شده یکی دو روز میگذره

بعد که به این آقای دکتر مدیر میگند تشابه اسمی بوده و اون یکی رو باید اخرا میکردی میگه اون یکی رو هم اخراج کنید و این دفعه کارمند خاطی رو اخراج میکنه اما هر کاری میکنند حاضر نمیشه که اولی که بی گناه بوده برگرده سر کارش و میگه : این کار باعث میشه حرف من زمین بیفته و به خاطر همین مسئله یک بیگناه رو بیکار میکنه

ای بابا  ! سرتون رو درد آوردم ، خلاصه این حکایت بخش از چیزهایی بود که ما تو این بانک دیدیم

جالب اینجاست که میگند شخص رئیس جمهور خودش مستقیما روی این بانک نظارت داره

وای به جایی که رئیس جمهور مستقیم نظارت نداره

خلاصه دکتر جان

ما تو انتخابات 88 از شما حمایت کردیم ، هنوز هم حمایت میکنیم

اما نمیدونیم جواب دور و بری هامون رو چی بدیم وقتی میپرسند ماجرای خانه نشینی یازده روزه چیه

اما باز هم تا در مسیر ولایت باشی حمایتت میکنیم

یا حق



برچسب‌ها: بانک قرض الحسنه مهر ایران خانه نشینی احمدی نژاد کف
+ نوشته شده در  90/11/17ساعت 17:15  توسط سعید حسینی غفاری  | 

مسئولان ما از آمریکایی ها عبرت بگیرند

داشتم اخبار پس از شهادت شهید احمدی روشن رو نگاه میکردم

مشتاق شدم ببینم شبکه من وتو و برنامه اتاق خبر که آیینه تمام نمایی کل بی بی سی و صدای آمریکاست چه موضعی میگریه

سر ساعتش به اون هم نگاهی کردم

دیدم از قول این و اون ، وزیر خارجه و معاون وزیر و وکیل آمریکایی دارند ترور رو محکوم میکنند

دم خروس چند وقت پیش تو کنگره آمریکا زده بود بیرون و علنی گفته بودند باید افرادی مثل سردار سلیمانی را ترور کنیم

حالا داشتند قسم حضرت عباس میخوردند

الان هم که نشستم و وقت پیدا کردم مستند روزهای پس از الماس روببینم دیدم اول از مدحی تجلیل کردند بد گفتند ما نبودیم

یاد برخی از حرکتهای مسئولین خودمون افتادم

فکر کردم اگه اینطوری از خودمون به خودمون انتقاد کنیم بهتره تا اینکه دشمن بگه

بار ها و بار ها پیش آمده که یک مشکلی تو کشور ایجاد شده ، از مسئولین سوال شده ، اونها هم تکدیب کردند و گفتند بررسی کردیم مشکلی نیست ، یک ماه بعد یا چند وقت بعد که مشکل حل شده گفتند دلیلش فلان چیز بوده و الان حل شده

آقا جان اگه مشکلی نبوده که پس دلیلش رو چطوری پیدا کردید؟

اگه مشکل بوده و الان حل شده اون موقع چرا تکذیب کردید؟

صداقت خودت رو پیش مردم زیر سوال میبری به جهنم ، آبروی نظام رو چرا میبری ؟ چرا مردم رو بد بین میکنی

الان یک ماهه سرعت اینترنتی تو کشور پایین اومده

خبر نگار ها چند بار از مسئولین پرسیدند و تکذیب شده ، حالا کی گند موضوع دربیاد خدا میدونه

مثل چند سال پیش که همین اتفاق افتاده بود ، یک ماه تکذیب کردند ، بعد از یک ماه گفتند فیبر نوری دریای عمان قطع شده بود

حالا نمیدونیم تنگه رو بستیم تو مانور باز فیبرو روپاره کردیم یا کفتر روی دیش ماهواره اینترنتی کشور لونه کرده

خدا کنه که مسئولین یاد بگیرند چطوری جواب مردم رو بدند

+ نوشته شده در  90/10/23ساعت 21:12  توسط سعید حسینی غفاری  | 

خاوری پایش را روی سیم گذاشته است

دوشنبه بود که وارد بانک ملی شدیم ، فردای آن روز ، عید غدیر بود

از همان لحظه ورود فهمیدیم که خبری است ، هیچ کس نزدیک باجه ها نبود و یک مشتری هم نشسته بود روی صندلی

آقا فریدون ( همراه من ) رفت سمت یکی از باجه ها

کارمند بانک طبق معمول با معروف ترین جمله بانک ملی از او استقبال کرد .

هر جا سخن از اعتماد است ... ؟

نه بابا این جمله و نمیگم

بزرگترین بانک جهان اسلام ؟

نه ، اوضاع اینطوری نیست

این ها که شعار تبلیغاتی بانک ملیه

گفتم معروفترین جمله

سیبا قطع است . درسته . دقیقا معروفترین جمله بانک ملی همینه

بقیش چرندیاته که تو تلویزیون تحویل مردم میدند

وگرنه این بانک آبروی جهان اسلام رو برده

به کارمند بانک گفتم : یادت میاد روزی رو که سیبا وصل بوده باشه ؟

کارمند گفت : دیروز وصل بود

من : منظورم تو چند سال اخیر بوده ها ! ( یکی از مشتری ها و یکی از کارمند ها تازه فهمیده بودند من چی میگم و خندیدند )

کارمند : آخه جمعه یک نرم افزار نصب کردند برای همین گفتند یک هفته سبیا دچار اختلاله

من : این جمعه رو میگید ؟

کارمند : بله

من (با لبخند) : پس چند سال گذشته برای چی سبیا یک روز در میون قطع بوده ؟

کارمند : نه ، به خاطر نرم افزاره

یکی از کارمند های دیگه ( با لبخند ) : احتمالا خاوری پاش رو سیم بوده

آقا فریدون : مسخرش رو در آوردن

من : تازه فهمیدی ؟ سی و دو ساله ملت رو مسخره کردند

ریس شعبه هیچی نمیگفت

چیزی برای گفتن نداشت

اونقدر شعور در مراتب مدیریتی این بانک وجود نداره که بفهمه اگه قراره یک هفته در یک سیستمی مثل سیبا اختلال ایجاد بشه حد اقل اطلاع رسانی کنه از قبل ، که اگه یه بنده خدایی فقط همین یک حساب رو داشت جلو تر مقداری پول از حسابش برداشت کنه

کار ما که واجب نبود

اما شعور مدیریتی ( که مدیران این بانک ندارند ) حکم میکرد که به فکر کسانی باشند که ممکنه مریض داشته باشند ، خرج واجب داشته باشند ، حتی تجارت کنند با این حسابشون یا کاسب باشند و باید جواب مردم رو بدند

من کماکان به امید روزی که این احمق ها رو از تو سیستم اداره مملکت بردارند و جمهوری اسلامی واقعی پیاده بشه :

میرم پای صندوق و رای میدم

22 بهمن رو شرکت میکنم

9 دی حضور دارم

13 آبان شعار میدم

12 فروردین افتخار میکنم

و 14 خرداد اندوهگین میشم


سر افراز باشی میهن من

+ نوشته شده در  90/08/26ساعت 9:26  توسط سعید حسینی غفاری  | 

بکشید ما را ، ملت ما آگاهتر می شود . امام خمینی

داشتم تو سایتهای خبری و پرسه میزدم به خبر پیشنهاد رسمی ترور مسئولان ایرانی رسیدم

نظرم رو جلب کرد

وقت نداشتم متن خبر رو بخونم

ولی شب وقتی به خونه برگشتم دیدم اخبار مشروحش رو داره بیان میکنه

نا خود آگاه یاد این جمله امام افتادم " بکشید ما را ملت ما آگاه تر میشود "

به خودم گفتم اینها چطور حساب و کتاب کردند ؟

فکر کنم این نصرت الهی هست که این فکر رو تو ذهن آمریکایی ها انداخته

روی چه موردی هم دست گذاشتند ، روی سپاه ، اون هم سپاه قدس

روی افرادی دست گذاشتند که برای شهادت همیشه آماده اند

روی افرادی دست گذاشتند که شهادت براشون افتخاره

خیلی عجیبه

اینها فکر کردند نظام ما لنگ یک فرد هست

احتمالا تحلیلگرهاشون با پارتی بازی استخدام شدند (-:

آخه اصلا کار بلد نیستند

اینها ندیدند که سپاه چطوری تو این سی و دو سال تا پای خونه و زندگی و خانواده و جان ، پای نظام ایستاده؟

رو چه حسابی این فکر رو کردند .

کی رو از مرگ میترسونند ؟

کسی رو که به مرگ به چشم شهادت نگاه میکنه و شهادت رو اوج سعادت میدونه ؟

حداقل سوابق این شخص رو بررسی میکردید بعد همچین حرفی میزدید .

به نظر من که این نشونه دستپاچگی اونهاست . میخواهند هر جور که شده و به صورت شتابزده روی مسائل وال استریت و سوتی ترور سفیر عربستان سرپوش بزارند

+ نوشته شده در  90/08/13ساعت 12:3  توسط سعید حسینی غفاری  | 

شبکه ماهواره ای من و تو چه می گوید؟ (مطلب سوم - چرا که نه )

حتما تا به حال عروسکهای باربی را دیده اید . این عروسکها جهت ترویج بی حجابی و کلی اهداف دیگه طراحی شده اند

این عروسک فقط یک عزوسک نیست بلکه یک شخصیت است . جالب است که در بروشور های اینترنتی و چاپ شده تلاش شده که باربی را در هر لباسی نمایش دهند .  هدف چیست ؟

هدف این است که همه می توانند بارابی باشند ، در هر لباسی و هر پستی و هر شغلی

شبکه بهایی های فراری من و تو که اخریا کفگیرشان به ته دیگ خورده و شماره دو خود را تعطیل کرده اند نیز همین دستور اربابش را اجرا کرده و برنامه چرا که نه را به نمایش در آورده

در این برنامه شخصی با مشخصات فیزیکی باربی به کار گرفته شده و در هر قسمت یک شغل را امتحان میکند

البته اهداف بسیار عمیقتر از این مطلب است ، اما از آنجا که اینجا یک وبلاگ است و محل درد دل ، من به همین مقدار بسنده میکنم

انشاءالله که بصیرت ما افزون باشد

سرفراز باشی میهن من

+ نوشته شده در  90/07/23ساعت 11:0  توسط سعید حسینی غفاری  | 

گردنی (3)

«اسماعیل» هم یكی دیگر از جانبازهایی بود كه روی تخت بودند. او در روزهای آخر بهار 67 با تیر تك‌تیرانداز دشمن از گردن قطع نخاع شد. 23 سال روی تخت است و بزرگ شدن 3 بچه‌ای كه قبل از جانبازی داشته را از روی همین تخت تماشا كرده و 5 نوه‌اش هم پدربزرگشان را از روز اول با همین تخت دیده‌اند. اهل شوش بود و عرب. روحیه‌اش خوب بود. از مشكلات پرسیدیم و جواب‌هایی شنیدیم. در بین جواب‌هایش نظرم به زحمت‌ها و مصایب همسرش جلب شد. پرسیدم: فكر می‌كنی شما زودتر وارد بهشت می‌شوید یا خانومتان؟ بلافاصله جواب داد: ان‌شاءالله خانمم.

روی «اسماعیل» هم ملحفه كشیده شده بود و شاید برای اینكه دست و پای كم‌رمق و كیسه‌ دفع ادرار و ... دیده نشود.

و من و تو چه می‌دانیم كه جانباز قطع نخاع گردنی یعنی چه؟!

منبع : فارس نیوز

+ نوشته شده در  90/07/23ساعت 10:19  توسط سعید حسینی غفاری  | 

گردنی (2)

ا آقا بیاید رفتیم سراغ بعضی از جانبازها. «سعید» سال 59 مجروح شده بود و 31 سال از عمر 50 ساله‌اش را روی تخت افتاده بود. خانه نداشت، حتی خانه مهر. در حاشیه كرج زندگی می‌كرد و همراهش می‌خواست به رهبر شكایت این را بكند كه پرونده جانبازی او را از خوزستان به كرج نمی‌فرستند، كاری كه یك مدیر ساده احتمالا می‌تواند انجام دهد. 8 میلیون تومان ودیعه مسكن داده و ماهی 480 تومان اجاره‌ای كه می‌دهد از حقوقش چیزی باقی نمی‌گذارد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17381/A/13900706_0617381.jpg
به نظرم علاوه بر بنیاد شهید، كمیته امداد هم باید او را تحت پوشش قرار دهد.

و من و تو چه می‌دانیم كه جانباز قطع نخاع گردنی یعنی چه؟!

منبع : سایت رهبری

+ نوشته شده در  90/07/14ساعت 16:35  توسط سعید حسینی غفاری  | 

گردنی (1)

تازه وارد حسینیه شده بودم و رفته بودم سروقت شیرینی‌هایی که برای پذیرایی گذاشته بودند دم در که یک نفر بلند گفت: آقا سر راهی برو کنار. برگشتم و دیدم یک تخت بیمارستانی منتظر است تا کنار بروم تا مردی درشت هیکل که بیسیم به کمر دارد (و احتمالا یکی از محافظ‌هاست) آن را هل بدهد. کنار رفتم و با بهت نگاه کردم به مردی نحیف که روی تخت دراز کشیده بود و ملحفه‌ای رویش بود و ...

محافظ که با تحکم با من صحبت کرده بود، به مرد نحیف مهربانانه گفت: حلال کن اگر اذیت شدی. بعد پیشانی‌اش را بوسید و رفت احتمالا سر پستی که رهایش کرده بود به خاطر مرد نحیف. روی سینه مرد نحیف کارتی بود و روی کارت اسمش را نوشته بود: «سعید».

از همان اول فهمیدیم که دیدار رهبر با جانبازان قطع نخاعی دیداری متفاوت است.

سرکی کشیدم به فضای حسینیه و چند جانباز نشسته روی ویلچیر را دیدم و همان آقای شش‌بلوکی که روی تخت بود و تازه حکمت آمبولانس‌هایی که صبح داخل بیت می‌شدند را فهمیدم. دیدار، دیدار جانبازان قطع نخاعی بود با رهبر انقلاب؛ البته جانبازان قطع نخاع از گردن! خودشان می‌گویند «گردنی». گردنی یعنی کسی که مهمترین رگ گردنش را در راه خدا داده و از سینه به پایین را پیش‌پیش فرستاده بهشت ولی این جسم بهشتی را با تخت و ویلچیر در این دنیا با خودش این طرف و آن طرف می‌کشد.

و من و تو چه می‌دانیم که جانباز قطع نخاع گردنی یعنی چه؟!


منبع : فارس نیوز

+ نوشته شده در  90/07/08ساعت 18:2  توسط سعید حسینی غفاری  | 

مجسمه های برنزی

ریگی فردی بود که با سازمانهای جاسوسی ارتباط داشت

وزارت اطلاعات در آن نفوز کرد ، ریگی را به زانو در آورد

دولت در تبعید مورد حمایت موساد بود و افرادش چند سال تحت نظر قرار میگیرند بعد تو سیستم راهشون میدند

وزارت اطلاعات ذر این دولت نفوز کرد و آنها رو شوکه کرد

در فتنه و حوادث بعد از اون همینطور

و و و و در خیلی جاهای دیگه

به نظر شما ممکنه وزارت اطلاعات نتونه دزد های مجسمه های برنزی تهران رو پیدا کنه؟

به نظر شما ممکنه وزارت اطلاعات نتونه آقازاده فراری رو برگردونه؟

نظر بدید که چرا این کار رو نمیکنه

سرفراز باشی میهن من

+ نوشته شده در  90/07/06ساعت 20:31  توسط سعید حسینی غفاری  |